برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19
الان من داره اینه که
کسی نمیاد بگه
فلان لباست رو بده
میخوام برم سر قرار
یا مهمونی
برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19
تو که این قدر کتاب داری و داره خاک میخوره
بفرست برای من تا بخونم و به کتاب علاقمند بشم
جالب اینجاست که همشون میگن
به کسی کتاب دادم کتاب ها رو برده و دیگه نیورده
دیگه به کسی کتاب نمی دیدم
چرا باید همیشه من نفر دوم باشم؟
چرا نباید یه بار من اونی باشم که کتاب رو میبره و نمی یاره
برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19
مادرا مادر بزرگا و خاله ها
تبریک میگم
برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19
ببندم خفه میشم
نبندم زیور مردانه نمایان میشه
و ممکنه کسی به گناه بی افته
از وقتی پسر خاله اومده
از بس موهای
سینه و دست رو کند
که وقتی اون هست
با حجاب کامل تو خونه میگردم
روز به روزم داره قوی تر میشه
و از بس تو بغل بپر بپر میکنه
احتمال اینکه از بعضی مناطق
ناقص بشم هست
برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19
در مواجه با دخترای عبدل آبادی
به یه لیلا خانوم کنار خودش نیاز داره
برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19
برچسب: موقت, نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:19